سرمایه‌گذاران، فدرال رزرو و شرکت‌ها دائماً نگران نرخ بهره هستند و آن را پایش می‌کنند. تورم – افزایش قیمت کالا و خدمات- باعث کاهش قدرت خرید هر واحد پول می‌شود. افزایش تورم تأثیرهای زیادی دارد: افزایش قیمت‌های ورودی، خرید کمتر کالا و خدمات توسط مصرف‌کنندگان، کاهش درآمد و سود، کاهش رشد اقتصادی تا زمان دستیابی به وضعیت پایدار.

نمودار زیر به‌وضوح نشان می‌دهد که چگونه افزایش تورم  باعث کاهش قدرت خرید می‌شود:

همین تأثیر منفی تورم باعث شده تا فدرال رزرو همیشه بر این نرخ تمرکز کند و در صورت مشاهده سیگنال‌های افزایش تورم اقدام به سیاست‌های پولی مرتبط کند. افزایش غیرمنتظره تورم عموماً بسیار دردناک است، چراکه شرکت‌ها برای رساندن کالا به مصرف‌کننده نهایی در چندین مرحله تولید شاهد افزایش قیمت تمام‌شده محصولات هستند. به همین ترتیب مصرف‌کنندگان احساس می‌کنند برای خرید کالا و خدمات باید مبالغ بیشتری بپردازند. بااین‌حال، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان، سیستم قیمت‌گذاری جدید را قبول خواهند کرد. در این حالت مصرف‌کنندگان کمتر پول نقد نگه می‌دارند، چراکه ارزش آن در طول زمان کاهش می‌یابد. اما برای سرمایه‌گذاران این مورد باعث ایجاد سردرگمی می‌شود، چراکه تورم بر روی اقتصاد و قیمت سهام تأثیر می‌گذارد، اما نه با همان نرخ.

تورم بالا می‌تواند در برخی موارد باعث افزایش اشتغال شود. اما تورم بالا به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه و به‌تبع آن افزایش قیمت محصول تمام‌شده بر سود شرکت‌ها تأثیر می‌گذارد. و باعث نگرانی شرکت‌ها در خصوص آینده خود می‌شود، در این حالت استخدام‌ها متوقف می‌شود و با کاهش استانداردهای زندگی فردی روبه‌رو می‌شویم، به‌ویژه زندگی افرادی که درآمد ثابت دارند. با توجه به اینکه در شرایط تورم گزینه مناسب و مشخصی وجود ندارد، سرمایه‌گذاران در خصوص انتخاب گزینه‌های سرمایه‌گذاری گیج می‌شوند. توصیه می‌شود در دوران تورم به عملکرد گروه‌های سهام به‌جای یک سهم دقت شود. (همچنین بخوانید؛ قانون تیلور: یک مدل اقتصادی برای سیاست پولی)

تورم و بازده سهام

داده‌های تاریخی به‌صورت نمودار در بازه‌های زمانی مشخص می‌تواند دیدگاه سرمایه‌گذاران را روشن کند. مطالعات متعددی بر روی رابطه تورم و بازده سهام انجام‌شده است. متأسفانه نتایج این مطالعات زمانی که دیگر عوامل مانند جغرافیا و دوره زمانی وارد می‌شوند، با یکدیگر تناقض پیدا می‌کنند. اغلب مطالعات این‌گونه نتیجه می‌گیرند که تورمِ انتظاری می‌تواند به‌صورت مثبت یا منفی بر سهام تأثیر بگذارد، که این تأثیر به پوشش ریسک سرمایه‌گذار و سیاست‌های پولی دولت بستگی دارد.

اما نتایج تورم غیرمنتظره بسیار قانع‌کننده‌تر است، که مهم‌ترین آن‌ها همبستگی بالا و مثبت تورم با بازده سهام در دوران انقباض اقتصادی است، این امر نشان می‌دهد که زمان‌بندی چرخه اقتصادی برای سرمایه‌گذاران بازار سهام و میزان تأثیر تورم بر بازده سهام بسیار مؤثر و حائز اهمیت است. یکی دیگر از معانی این همبستگی این است که تورم غیرمنتظره حاوی اطلاعات مهمی در خصوص قیمت‌های آتی است. به‌طور مشابه، نوسانات بالای بازار سهام با نرخ تورم بالا همبستگی مثبت دارد.

نتایج در کشورهای درحال‌توسعه هم درست بودند، جایی که نوسانات قیمتی از بازارهای توسعه‌یافته به‌مراتب بیشتر است. مطالعات نشان داده است که از دهه ۱۹۳۰ تقریباً تمام کشورها در طول دوره‌های تورمی بالا، بدترین بازده واقعی را تجربه کرده‌اند. بازده واقعی حاصل تفریق بازده کنونی از نرخ تورم است. نتایج مطالعات بر روی شاخص S&P500 در دهه‌های مختلف نشان داده است که بیشترین بازده واقعی در تورم ۲ تا ۳ درصد رخ می‌دهد. تورمی که بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از این محدود باشد در اقتصادهای بزرگ‌تر و توسعه‌یافته‌تر تمایل به شکل‌گیری دارد چراکه عوامل بیشتری بر روی سهام در این‌گونه اقتصادها تأثیر دارد. مهم‌تر از بازده واقعی، علت نوسانات تورم و چگونگی سرمایه‌گذاری در این محیط است.(منبع: گروه مشاوران مالی سامان)

رشد در مقابل عملکرد ارزش سهام و تورم

سهام به دو زیرگروه ارزش و رشد تقسیم می‌شود. سهامِ با بازده بالا، در دوران افزایش تورم از جریان نقدی بالایی برخوردار است که در طول زمان کاهش می‌یابد. درحالی‌که سهامِ در حال رشد جریان نقدی کمی دارد و یا اصلاً از جریان نقدی برخوردار نیست اما در طول زمان جریان نقدی آن‌ها افزایش می‌یابد.

بنابراین هنگام ارزش‌گذاری سهم با استفاده از روش‌های جریان نقدی توجه داشته باشید که در زمان افزاش نرخ بهره، سهام درحال رشد بیشتر از سهام با بازده بالا  ارزش‌گذاری می‌شود. ازآنجاکه نرخ بهره برای مقابله با رشد تورم افزایش می‌یابد، نتیجه می‌گیریم که در زمان افزایش تورم سهام در حال رشد کمتر تحت تأثیر قرار بگیرد. این نشان‌دهنده همبستگی بالای مثبت بین تورم و بازده سهام و همبستگی بالای منفی بین تورم و رشد سهام است. جالب است بدانید نرخ تغییر تورم به همان میزان که بر بازده سهام تأثیر می‌گذارد بر میزان رشد سهام تأثیر نخواهد داشت. در این حالت سرمایه‌گذاران انتظارات خود را از ارزش سهام در آینده بالا خواهند برد لذا شاهد رشد برخی از سهم‌ها خواهیم بود ولی با توجه به اینکه قادر به تشخیص سهام پربازده از سهام در حال رشد نخواهند بود شاهد سقوط شارپ سهامِ در حال رشد خواهیم بود.

درآمد سهام و تورم

وقتی تورم افزایش می‌یابد شاهد کاهش قدرت خرید هستیم، پس هر واحد از پول مبدأ تعداد کالاهای کمتری را می‌تواند بخرد. برای سرمایه‌گذارانی که به سهام با سود تقسیمی علاقه دارند، باید عرض کنیم که اثرات تورم باعث خواهد شد این دسته از سهام جذابیتی نداشته باشد چراکه سود سهام با نرخ تورم همخوانی ندارد. علاوه بر سود سهام، مالیات اخذشده بر روی سود تقسیمی باعث اثر دوگانه منفی بر روی این دسته از سهم‌ها می‌شود. سود تقسیمی متناسب با نرخ تورم و سطح مالیات رشد نمی‌کند.

قیمت سهام دارای سود متأثر از تورم است همان‌طور که قیمت اوراق بدهی تحت تأثیر نرخ بهره هستند، با افزایش نرخ بهره این دسته از اوراق از جذابیت کمتری برخوردار خواهند بود. اما سرمایه گذرانی که می‌خواهند در این بازار به سود دست یابند می‌توانند در نرخ‌های پایین اوراق وارد موقعیت خرید شوند و در صورت کاهش نرخ تورم و نرخ بهره موقعیت معاملاتی خود را با موقعیت فروش ببندند.

جمع‌بندی

سرمایه‌گذاران به دنبال پیش‌بینی عواملی هستند که بر سبد سرمایه آن‌ها تأثیر می‌گذارد و تصمیمات سرمایه‌گذاری خود را بر اساس انتظاراتشان می‌گیرند. تورم یکی از عوامل تأثیرگذار بر سبد سهام است. در تئوری، سهام باید در مقابل تورم محافظت‌شده باشد، چراکه سود و درآمد شرکت مطابق تورم افزایش می‌یابد. بااین‌حال تأثیرات متنوع تورم بر سهام باعث می‌شود معامله گران در انتخاب موقعیت‌های معاملاتی گیج شوند و یا وارد موقعیت معاملاتی اشتباه شوند. شواهد در بازارهای مالی جهان نشان می‌دهد بین تورم بالا و بازده پایین در تمامی دوره‌ها همبستگی بالایی وجود دارد.

منبع: گروه مشاوران مالی سامان